على محمدى خراسانى
18
شرح رسائل (فارسى)
وجودى و ديگرى را عدمى فرض كرد و لذا نتوان در يكى اصل جارى كرد كه اين ترجيح بلا مرجح است . پس وجهى براى قول به حرمت نيست . ( تنبيه ششم ) اين تنبيه در حقيقت توبيخنامهاى از مرحوم محدث جزائرى نسبت به اصوليين است و آن اينكه : عقل كدام عاقل باانصافى تجويز مىكند كه فرداى قيامت بندهاى از بندگان خدا را در محكمه عدل الهى نگه دارند و از او بپرسند در دنيا به چه چيزهائى تمسك مىكردى و احكام شرعيهات را از كدامين طريق اخذ مىكردى ؟ و او جواب دهد كه : بارالها من به سخنان معصومين ( ع ) عمل مىكردم ، دنبالهرو آنان بودم به هرآنچه يقين داشتم ترتيب اثر مىدادم و نسبت به هر چيزى كه امرش بر من مشتبه مىشد به احتياط عمل مىكردم و خلاصه در سلك اخباريين بودم آيا عقل شما اجازه مىدهد و قبول مىكند كه چنين بنده خوبى قدمهايش بر صراط بلغزد ؟ و فرشتگان غلاظ و شداد بر او سخت بگيرند ؟ و تمام اعمالش حبط شود ؟ و يكسره راهى جهنم شود ؟ و از همنشينى با نيكان و پاكان محروم گردد ؟ هيهات ثم هيهات كه اهل مسامحه و سهلانگاران در دين يعنى برائتىها وارد بهشت شوند و در آنجا مخلّد باشند و بر ارائك تكيه زنند و از نعمتهاى بىپايان الهى بهرهمند و متنعّم باشند ولى اهل الاحتياط يعنى اخباريين وارد جهنّم شوند و در آنجا الى الابد معذب باشند ! ! اقول : شيخ اعظم مىفرمايد : ما نفهميديم كه فرمايشات درربار اين محدّث بزرگوار به چه كسى متوجّه است ؟ ما يك احتياط در عمل داريم كه